برای شروع بیاید نگاهی به گذشته داشته باشیم؛ به سالهایی که فشن نزد مردان در ایران جایگاه چندانی نداشت. درحالی که دنیای مد بانوان روز به روز تغییر و مطابق با ترندها پیش میرفت، کمتر رد پایی از مد و فشن در روزمرگی زندگی مردان دیده نمیشد.
اما آیا همچنان اوضاع به این گونه است؟
کافی است نگاهی به زندگی امروز مردان، شبکههای اجتماعی، رسانه و تبلیغات بیندازیم تا شکلی متفاوت از سبک زندگیای را که فشن به صورتی آشکار در آن نقش دارد، ببینیم.
گرچه روند این تغییرات و رفتن آقایان به سمت کمد لباسهایشان با سرعتی کمتر و محافظهکارانه صورت گرفت، اما بخصوص در سالهای اخیر به سبب رسانه جهانی و ارتباطات، حالا ما آقایانی رو میبینیم که دقایق بیشتری را جلوی آیینه میگذرانند، در حین خرید کردن به ست بودن کفشهایشان با پیراهن خود فکر میکنند. حتی گاهی قدم فراتر میگذارند و سوال میپرسند! چه از دوستی صاحب سلیقه، چه فروشندگان بوتیکها و یا حتی افراد متخصص.
ناگفته نماند که این روزها در مغازهها و بوتیکها ما فروشندگان آقایی را میبینیم که برخلاف گذشته فقط با کیفیت و طول عمر، محصولات خود را معرفی نمیکنند. بلکه به زیبایی شناسی، ظرافت دوخت و و فرم و رنگ به عنوان گزینههایی برای تبلیغ نگاه میکنند.
اکنون مرد ایرانی فقط نمیپرسد این لباس «دوام دارد یا نه؟» گاهی میپرسد: به من میآید؟ با کفشم میخواند؟ خیلی رسمی است؟ خیلی راحت است؟ زیادی جلب توجه نمیکند؟ یا شاید دقیقتر: من با این لباس، چه کسی به نظر میرسم؟
تصویر ۱
از مرتب بودن تا تابوشکنی
برای مدت طولانی، پوشش مردانه در ایران با چند معیار ساده سنجیده میشد: تمیزی، اتوکشیدگی، کیفیت، دوام و تا حدی رسمیبودن. کتوشلوار نشانه اعتبار بود، پیراهن مردانه نشانه مرتببودن، کفش واکسخورده نشانه توجه به ظاهر. اما بخش زیادی از لباس مردانه قرار نبود وارد قلمرو «استایل» شود. استایل، به معنای انتخاب آگاهانه، بازی با فرم، رنگ، نسبتها و هویت، برای بسیاری از مردان یا جدی گرفته نمیشد یا حتی کمی مشکوک به نظر میرسید.
حالا این مرزها آرامآرام جابهجا شدهاند. بی شک میتوان گفت برخی از این تغییرات و حتی در مواقعی “تابوشکنیها” با سرعتی بسیار بالا طی میشوند!
به عنوان مثال، بر اساس مقالهای مصاحبه محور که در سال گذشته در خصوص “تابوهای پوششی مردان در ایران” توسط نویسنده نوشته شد، با توجه به مصاحبههایی که با تعدادی آقایان صورت گرفت، بیشترین پاسخی که بین آنها تکرار شد:«پوشیدن شلوارک و پیراهنهای آستین کوتاه» بود. این درحالی است که با بهار و تابستانی که امسال رسید، در سطح شهر تهران ما شاهد مردان زیادی بودیم که با پوشش شلوارک تردد میکردند؛ چه در کافهها و رستورانها، چه در خیابانها و پارکها و چه پشت موتور و ماشین.

اما منبع تاثیرگذار این ماجرا کجاست؟ تکرار و تبلیغ؟ رسانه؟ یا آقایانی که بیش از پیش به استایل و راحتی بدون توجه به نگاههای قضاوتگر اهمیت میدهند؟
کت و شلوار یا تیشرت و شلوارک؛ مسئله این است!
شاید زمانی برای مردان، تنها تمیز و مرتب به نظر رسیدن کافی بود تا ظاهرشان آنها را معرفی کند. اما حالا لباس مردان هم از قاعده و قوانین بیشتری برای ابراز هویت پیروی میکنند؛ در حال حاضر هر لباس و استایلی پیام و معنایی دارد.

کت و شلوار رسمی، کتهای تک و گشاد، شلوار پارچهای و شلوار جین، استایلهای بسیار گشاد و به قول معروف لانگ (long)، تیشرت و شلوارک و حتی استایل مو و ریش و سیبیل هم هرکدام به نحوی بیانگر یکسری ویژگیها و تعریفها هستند.

باید گفت تقریبا گذشت از آن زمانی که پوشش مردان تا آن حد نشان دهنده طبقه اجتماعی آنان نبود، و شاید فقط کت و شلوار در راس آنها لباسی برای نمایش طبقه اجتماعی بالا یا به قولی کلاس بود. حال دیگر ترندهای پوششی آقایان هم با سرعتی سرسامآور ایجاد و نقشها و جایگاههای اجتماعی را میسازد.
میپرسید چطور؟ باید گفت همین شلوارکی که تا سال گذشته تقریبا بزرگترین تابوی پوششی مردان بود، اکنون به حدی رسیده که به افراد هویتی میدهد که با کلماتی نظیر: با کلاس و راحت، جالب(cool) و صمیمی توصیف میشود!
باور نمیکنید؟ تنها کافی است سری به کافههای سطح شهر تهران بزنید!
تهران، دروازهای متفاوت از مد مردان یا پیشگامی برای تغییر؟
ناگفته نماند که سرعت این تغییرات در سراسر کشور، پذیرش آن و نگاهها نیز یکنواخت و مشابه نیست و حتی در این تهران کوچک هم از بالا تا پایین هیچ چیز شبیه یکدیگر نیست.
در حقیقت رد پای رسانه و جمع در هرجایی به گونهای است و به سبب آن بازخوردها، چارچوبها و خرده فرهنگها تاثیر خود را بر افراد و عملکردهایشان میگذارند.
به همین دلیل است که تهران، شهری با دهها فرهنگ متفاوت و غیر واحد، در حقیقت نقطهای برای شروع است، و نه پایان.

اما شاید این بار مردان در میدان مسابقه و رقابت با یکدیگر قرار گرفتند!
اکنون این حقیقت وجود دارد که مردان هم بخشی از بازی هستند! حال آنان هم بر اساس لباس، مدل کیف و کفش و ظاهر مو یا پوستشان قضاوت میشوند؛ یا حتی در قدمی فراتر، شاید بتوان گفت مردان نیز میتوانند در رقابتی پنهان با یکدیگر بر سر ظاهر قرار بگیرند.
باید گفت دیگر جنسیت معنایی ندارد؛ بلکه بحث سر زیبا، خوشپوش و به یادماندنی به نظر رسیدن است!

شاید دیگر نتوان گفت فشن و مردان ایرانی دو قطب دفعکنندهاند. اما هنوز هم رابطه آنها ساده و بیاصطکاک نیست. بسیاری از مردان به استایل نزدیکتر شدهاند، اما همچنان با احتیاط. هنوز پرسشهایی درباره مردانگی، قضاوت، راحتی، طبقه، شهر، بدن و مرزهای پذیرفتهشده وجود دارد.
مُد مردانه در ایران نه با جهشی ناگهانی، بلکه با تغییرات کوچک جلو آمده است: کمی وقت بیشتر جلوی آینه، کمی جسارت در انتخاب رنگ، کمی توجه به فرم، کمی رهایی از رسمیبودن، کمی ورود اکسسوری، کمی مراقبت از مو و پوست، کمی راحتی بیشتر، کمی فاصله از آن مردی که قرار بود ظاهرش فقط «مرتب» باشد.
مردان ایرانی هنوز دارند زبان تازهای برای پوشش خود پیدا میکنند. زبانی که نه کاملاً از برندها میآید، نه فقط از رسانه جهانی، نه فقط از خیابان. این زبان در فاصله میان همه اینها ساخته میشود.
و شاید سؤال اصلی این نباشد که مردان بالاخره به فشن نزدیک شدهاند یا نه. سؤال دقیقتر این است: مرد ایرانی وقتی دیگر فقط نمیخواهد مرتب باشد، چه تصویری از خودش میسازد؟





