بررسی هزینههای اصلی و جانبی زندگی به عنوان یک دانشجو در خارج از ایران.
اگر الان داری این مطلب را میخوانی، به احتمال زیاد یک جایی از مسیر مهاجرت هستی. یا حداقل برای یک بار هم که شده، این ایده در ذهنت جرقه خورده، یا حتی در سطحی فراتر ایمیل: «تبریک! شما پذیرفته شدهاید» را دریافت کردهای.

هر جایی از این مسیر که هستی، برایت آرزوی موفقیت میکنم.
اما قبل از هر چیز باید این را بدانی که تنها ″پذیرفته شدن در دانشگاه″ به معنی فتح کردن قله نیست! حتی شاید به نحوی بتوان گفت اولین قدم در دامنهی ″کوه بزرگ هزینهها″ است.
و شما به عنوان یک کوهنورد، خطرناکترین چیزی که میتوانید با خود حمل کنید، باور به این است: شهریه دانشگاه تنها هزینهای است که باید در نظر بگیرم!
این اشتباه بزرگ، هر جایی از مسیر میتواند شما را کیلومترها عقب بیندازد، یا حتی از مسیر خارج کند. شهریه دانشگاه غولی عظیم است؛ اما باید غولهای کوچک و بزرگ دیگر هم در یک کفه با آن قرار دهید.
هزینههای پنهان مهاجرت تحصیلی
مسکن و خوابگاه، بیمه، حمل و نقل، ابزار و وسایل و هزینههای جانبی(fee) مانند ثبت نام، درخواست خدمات دانشجویی و… تازه بعد از مواجه شدن با تمام این موارد متوجه خواهید شد که همه این هزینهها شکل مشابهی ندارند؛ برخی سالانهاند، برخی ترمی و برخی فقط یک بار پرداخت میشوند و حتی بعضی از آنها اصلاً در قبض دانشگاه نمیآیند. پس بیشک به جز چند تا چمدان جدید، چند تا عکس یادگاری و چند بسته سبزی قورمه، به یک چیز اساسی دیگر هم نیاز دارید: یک جدول برآورد دقیق هزینههای کوچک و بزرگ.

شاید خیلی از شمایی که الان اینجا هستید، در حال تحصیل در رشتههای هنری، یا به طور مشخصتر، محصل در رشته مُد و فشن باشید. صادقانه پاسخ بدهید، تا به حال چقدر خود را در حال کار و تحصیل در یکی از شهرهای پایتختِ فشن دنیا تصور کردهاید؟! چند بار در خیال میلان را متر کردهاید و در شانزلیزه قدم زدهاید؟!
تمام این تصورات شیرینیِ یک ذهن رویا پرداز است. باور کنید، میتوانم کاملاً درک کنم! اما باید بدانید ارائه یک تصویرِ ″زندگی فشنی″ در حالی که داری اسکچ لباسهای جدیدت را میزنی و منظره پشتت برج ایفل است، هیچ چیز بیشتر از یک رویا فروشی نیست، اگر با بُعد واقعی و سختیهای ″دانشجوی فشن″ بودن در خارج از ایران، آشنا نشوی.

وقتی فکر کردی از پس شهریه دانشگاه برمیایی، باید این رو هم در نظر داشته باشی که هر ترم چقدر پارچه، الگو و لوازم هنری لازم است بخری. و چقدر هزینههای چاپ اجرا یا مدل و… خواهی داشت.

در گام بعدی باید این را هم بدانی که هیچ قانون ثابتی برای اعلام هزینههای زندگی، توسط دانشگاهها وجود ندارد. هر دانشگاه به نحوی به آن اشاره میکند و قوانین و امتیازهای خاص خود را دارد؛ پس نمیتوانی یک برنامه واحد را به همه دانشگاهها تعمیم بدهی. برای مثال کالج دولتیِ FIT، موسسهای در نیویورکسیتی که رشتههای مُد و فشن را ارائه میدهد، تنها شهریه سالانهی تحصیل را حدود ۱۷ هزار دلار، و هزینهی سالانه زندگی دانشجو را حدود ۵۰ هزار دلار برآورد کرده است؛ که این رقم شامل: غذا و مسکن، کتاب و لوازم، حمل و نقل و هزینههای شخصی و… است.
پس متوجه شدید که تفاوت میان ″شهریه″ و ″بودجه واقعی یک سال″ حتی میتواند به دهها هزار دلار برسد!

از طرف دیگر، هزینهها در رشته فشن ثابت و قابل پیش بینی نیستند؛ چون پروژهها قابل پیشبینی و ثابت نیستند! یک دانشجوی مدیریت ممکن است بخش زیادی از هزینههای آموزشی خود را تنها با یک لپتاپ و چند کتاب مدیریت کند؛ اما یک دانشجوی مُد و فشن ممکن است در طول ترم چندین بار کالکشن لباس بسازد، پارچه عوض کند، یک نمونه را خراب کند و دوباره اقدام کند. پس حتی یک اشتباه ساده در کارگاه هم تنها تجربهای آموزشی نیست، بلکه میتواند هزینه مالی هم داشته باشد.
چطور باید بر روی بورسیههای تحصیلی حساب کرد؟
پرتگاهِ مرگبار دیگری که باید به آن توجه کنید، اشتباه بزرگِ ″کم کردن بورسیه احتمالی″ از هزینههای کل است.
بسیار فرق است بین «برای بورسیه اقدام میکنم.» و «با بورسیه مبلغ مشخصی گرفتهام.» بهتر است در جدول بودجهبندی خود، بورسیه را تا زمانی که مبلغ، مدت و شرایط آن به صورت کتبی مشخص نشده است، صفر در نظر بگیرید. حتی بعد از قطعی شدن آن نیز باید دقیقاً مشخص کنید بورسیه چه نوع هزینههایی را پوشش میدهد. برای مثال اگر فقط شهریه دانشگاه را پوشش میدهد، نباید همان مبلغ را از مسکن یا غذا کم کنید. یا اگر بورسیه تنها برای یک سال است، نباید فرض کنید سال دوم هم به طور خودکار ادامه خواهد داشت.
همین مسئله در مورد پیش پرداخت (deposit) نیز اهمیت دارد. همانطور که از نامش پیداست، پیش پرداخت مبلغی است که ممکن است برای نگه داشتن جایگاه خود در دانشگاه پرداخت کنید. البته که این مبلغ در آخر از شهریه کُل کم میشود؛ اما در اینجا بحث زمان است! پس برنامه بودجهبندی شما علاوه بر سوالِ «چقدر باید پرداخت کنم؟!» باید به سوال «چه زمانی باید این پول را داشته باشم؟!» هم پاسخ بدهد. برای یک متقاضی بینالمللی همین تفاوت میتواند تعیین کند که یک قبولی واقعاً قابل استفاده است یا نه.

بیشک میدانید که برای یک متقاضی ایرانی، نرخ ارز هزینهای جدا است.
وقتی هزینهها به پوند، یورو یا دلار است، بهتره در جدول بودجهبندی خود آنها را همانطور نگه دارید و به ریال تبدیل نکنید؛ چرا که نرخ ارز مدام تغییر میکنند و خوبه که تبدیل را در همان روزهای پرداخت محاسبه کنید.
دقیقترین راه تخمین هزینههای مهاجرت تحصیلی
در پایان اگر بخواهید یک جدول بودجهبندی حقیقی و کارآمد داشته باشید، میتوانید آن را به هشت بخش تقسیم کنید، و برای مقایسه شهرها، دانشگاهها و کشورها نیز از آن استفاده کنید.
۱. شهریه و مقدار افزایش اعلام شده برای سالهای بعدی.
۲. هزینههای جانبی و یکباره (fee)
۳. مواد و تجهیزات، حداقل و حداکثر هزینههای مورد نیاز رشته خود
۴. مسکن و غذا، بر اساس شرایط واقعی خودتان؛ نه ارزانترین عددی که در اینترنت پیدا کردید.
۵. حمل و نقل، رفت و آمدهای شهری و خارج شهری.
۶. بیمه، ویزا و هزینههای اداری.
۷. سفر و جابجایی اولیه.
۸. هزینههای شخصی و حاشیه اطمینان، مبلغی اضافه برای هزینههای از پیش تعیین نشده.
بعد از آنکه این هشت بخش را محاسبه کردید، فقط ″بورسیه قطعی″ را از آن کم کنید.
اکنون میدانید چه مقدار فرق است میان دو مسیرِ ″پذیرش از دانشگاه″ و ″زندگی دانشجویی در خارج از ایران″. و چیزی که فتح این قله پرفراز و نشیب را کمی آسودهتر میکند، در نظر گرفتن حداکثر میزان چالهها و درههاست. و تنها با داشتن یک برنامه که تا جای ممکن، دقیق و همه جانبه باشد، میتوانید این کوهپیمایی را به سفری با حداقل تلفات و خسارات تبدیل کنید. موفق باشید!



