تاریخ اروپا میگوید دوران کرستهای استخوانی و کرنولینهای قفس مانند، بدن ملبس را بر بدن برهنه تحمیل میکرد، آنزمان که زیبایی اندام زنانه با کمر باریک و حجم دامن تعریف میشد، زنان سختیهای زیادی را متحمل میشدند تا زیبا و خواستنی بنظر برسند، حتی اگر پوشیدن کرستهایی بسیار تنگ از استخوان نهنگ به دلیل فشار بر دندههایشان به قیمت جانشان تمام میشد، وحشتناک و غم انگیز بود!


با گذشت زمان و تشکیل انجمنهای تغییر پوشش، کرستها کنار گذاشته شد (سالهای ۱۸۵۰ تا ۱۸۸۰)، کم کم سیلوئتهای امپایر و لباسهایی که از زیر سینه گشاد میشوند محبوب شدند و به تدریج زنان لباسهای راحتتری که حرکت را برایشان آسان میکرد پوشیدند، دهه ۱۹۲۰ برای نخستین بار خود موضوع بدن زنانه به ترند تبدیل شد، لاغری طبیعی و اندام پسرانه مد شد، سینه کوچک، باسن کم حجم و اندام نسبتا لاغر محبوب شد.

از آن زمان تاکنون بارها و بارها اندامهای متفاوتی مد شدهاند، کمرباریک و سیلوئت ساعت شنی و لوک «نگاه نو» کریستین دیور پس از جنگ جهانی دوم که در ستایش زنانگی، ساخته شد یکی از نقاط عطف آن بود و به جامعهی مردانه و بازگرداندن زنان کارمند و کارگری که در دوران جنگ به جای مردها در کارخانهها مشغول بودند کمک شایانی کرد، چرا که کتی با کمر تنگ، دامنی با حجم حدودا ۱۵ یارد پارچه، عملا چابکی و حرکت زنان بار دیگر به چالش کشیده میشد.

نقطه عطف بعدی دهه ۱۹۹۰ میلادی است، کیت ماوس و استتیک «هروئین شیک»، این زیباییشناسی تجسم نهیلیسم (پوچ گرایی) و الهام گرفته از جنبش گرانج در آن دوران بود که توسط عکاسانی چون دیوید سورنتی (davide soorrenty) و کورین دی (corinne day) ثبت و تبلیغ شد و صنعت مد را تحت سلطهی مدلهایی بسیار لاغر با پوست رنگ پریده و موهای آشفته قرار میداد و مصرف مواد مخدر برای لاغری بیش از حد را رمانتیزه میکرد.

امروز در پی بازگشت زیبایی شناسی دهه ۹۰ و اوایل ۲۰۰۰ دوباره شاهد بازگشت ترندهای آن دوران مانند شلوار فاق کوتاه، نیمتنه و کراپتاپها و به دنبال آن اندامهای لاغری هستیم که مناسب این لباسها باشند، اما وقتی اندام لاغر مد میشود به دنبال آن شرایطی بر زنان تحمیل میشود و فشارهای روانی و اجتماعی بر آنان وارد میکند.
لاغری و فشار روانی بر زنان
ورزش و داشتن اندامی متناسب و سلامت بر چابکی و اعتماد به نفس زنان تاثیر میگذارد، داشتن تغذیه سالم و سبک زندگی سالم همیشه تشویق میشود و مطلوب است. آنچه جای گفتگو دارد، موضوع ترندسازی است. هنگامی که تمام مجلات عکس کاوری با زنی لاغر و بدون برجستگیهای معمول زنانه داشته باشد، تبلیغات تلویزیونی از زنان لاغر استفاده کند، رانویها فقط از مدلهای استاندارد با سایزهای بسیار پایین استفاده کند، با دیدن آنها به تدریج حس میکنید خودتان غیرطبیعی هستید.
گروه های آنلاین حمایت از مبتلایان به اختلالات خوردن از افزایش چشمگیر اعضای خود خبر میدهند. در مصاحبه با جوانانی که روزانه تیک تاک یا اینستاگرام را اسکرول میکنند، دریافتند عدهای از آنان بدون آنکه خودشان متوجه باشند بیش از حد لاغر شدند. چراکه با اسکرول کردن و دیدن اندامهای لاغر در رسانه و جمعهای دوستانشان متوجه لاغری بیش از حد خود نشدند. آنها فکر میکردند این اندام طبیعی است و دچار اختلال نخوردن غذا شدهاند،چراکه لاغری برایشان مانند یک اکسسوری شده است و رسانه دائما به آنها افرادی را نشان میدهد که رژیم غذایی در حد یک کودک دارند.


تاثیر برندها بر ترند شدن مجدد لاغری
مجله ووگ گزارشی منتشر کرده است که در آن نشان میدهد، در رانویها استفاده از مدلهای پلاس سایز حتی از درصد قبلی آن یعنی ۲.۸ درصد نیز مجددا کاهش پیدا کرده و کمتر شده است. جالب است بدانید که مدل های پلاس سایز فقط روی رانوی وجود دارند و عملا برندها خط تولید خود را در سایز ۱۴ و ۱۶ متوقف میکنند، یعنی درست نقطه آغاز پلاس سایز. در پرسشی از ۷۰۰ نفر خریداران برندها ۴۸ درصد آنان گفتهاند تقریبا هرگز لباس های سایز خود را پیدا نمیکنند، گویی در تمام این سال ها بدن خود را دوست بدارید و همهی بدنها زیبا هستند یک نمادگرایی سطحی و فریب فمینیستی بوده است.
رمی بیدر اینفلوئنسری که با پرو واقع بینانه لباس محبوب شد میگوید: «وقتی در رانوی مدلهای پلاس سایز میدیدم هیجان زده میشدم، اما افراد در تیک تاک برای من مینوشتند، رمی ما اصلا این لباس ها را در فروشگاه ها پیدا نمیکنیم.»
در صنعت لوکس اوضاع پیچیده تر است، چراکه صنعت لوکس عقیده دارد طبقه ی اجتماعی خریداران آن، از سبک زندگی متفاوتی بهره میگیرند که در این سبک موادغذایی ناسالم نباید وجود داشته باشد و به دنبال آن ورزش، دسترسی آسان به انواع عمل های زیبایی و داروهای لاغری سبب میشود، مشتریان آنها سایزهای بالا نداشته باشند. بنابراین هرچه به راس هرم مد نزدیکتر میشویم، دامنه سایزبندی محدودتر میشود و بدن مرجع صنعت لوکس همچنان بدنی باریکتر از میانگین جامعه است.
لاغری و ترندهای آرایشی
به دنبال محبوبیت اندام لاغر، تیرگی زیرچشم نیز که اصولا حاصل لاغری بیش از حد است، نیز مجددا محبوب شده و علاوه بر آن digital fairy که در زمینه پیش بینی ترند فعالیت میکند، ترندی در زیبایی و آرایش را پیشبینی کرده که «دختر پس از مهمانی » گفته میشود. این ترند اشاره به نوعی سبک آرایش دارد که گویی فرد با آرایش پس از مهمانی خوابیده، موهای طبیعی بدون سشوار و صافی، چشم هایی با حلقه تیره دور آن و پوستی که طبیعی است و خستگی و تیره روشنی های آن کاور نمیشود، در تیک تاک و یوتوب آموزش هایی مبنی بر اینکه چطور این سبک آرایش را انجام دهیم دیده میشود.
علاوه بر همه ی اینها مصرف سیگار به شدت تبلیغ میشود، کنار هم گذاشتن این ترند ها گویی برداشتی جدید از دوران هرویین شیک است.

تبلیغ داروهای لاغری
ازومپیک، تقریبا از هر ۸ امریکایی یک نفر از این داروها استفاده میکند، یک از مدیران ارشد آژانس های مدلینگ میگوید: «این داروها به کوکایین هزاره جدید تبدیل شدهاند.» علاوه بر نوع تزریقی یک از داروهای خانواده glp-۱ به صورت قرص هم ارائه شده است و این ترس از تزریق دارو را کاهش داده و مصرف آنرا افزایش داده است.

علاوه بر مصرف داروهای لاغری، خواهیم دید که به زودی با عملهای زیبایی زیادی برای لاغری روبه رو خواهیم شد، عمل هایی که علاوه بر تحمل دوران نقاهت بعضا سخت، میتوانند خطرناک هم باشند و جان زنان را به خطر بیندازند.
در صنعت مدلینگ افراد زیادی از این داروها استفاده میکنند، چراکه صنعت به آنها القا کرده است، وقتی لاغرترند پیشنهادهای کاری بیشتری خواهند داشت.
فمنیسم در فشن، تعریف مشخصی ندارد
Body positivity جنبشی بود که در ۲۰۱۰ در مدیا میلیون ها بار هشتک شد، فعالان عکسهای بدون روتوش، بدنهای متنوع، جای زخم،ترک پوستی و بدنهای پلاس سایز را منتشر کردند تا بگویند ارزش انسان به بدنش وابسته نیست. افراد نباید از بدن خود احساس شرم کنند. اما این پیام فقط در چند برند به صورت واقعی نمود پیدا کرد و برندها همچنان از مدلهای بسیار لاغر استفاده میکردند و همانطور که در بالا گفته شد شمول سایزبندی همچنان محدود بوده و هست.
پس از آن اندام ساعت شنی ای که توسط کارداشیانها تبلیغ میشد، برای مدت زیادی معیار زیبایی اندام بود، معیاری که میگفت زنان در صورتی زیبا هستند که ساعت شنی باشند، عملهای جراحی بسیار زیاد برای رسیدن به این اندام ایده آل نه تنها جان زنان بسیاری را به خطر انداخت بلکه احساس تنفر از خود و عدم اعتماد به نفس را برای زنان دیگر به همراه داشت.
محبوبیت اندام ساعت شنی، تا حد زیادی جنبش پذیرفتن بدن همانطور که هست را به حاشیه راند.

فمنیسم در فشن تعریف مشخصی ندارد، فشن گاهی از زنان لاغر حمایت میکند و به آنها پاداش میدهد، گاهی از اندامهای ساعت شنی، گاهی بدن ملبس را ستایش میکند، گاهی نمایش اندام را، چنان که در دوره ی ژان پل گوتیه و مدونا در دهه ۹۰ با آن مواجه بودیم، فشن و ترند نباید در مورد بدن زنان باشد، زنان اکسسوری زندگی نیستند که برای اندامشان ترند طراحی شود، آنان مصرفکننده فشن هستند.



