لباس ها دروغ نمی گویند مقاله مداج لباس‌ها دروغ نمی‌گویند؛ آدم‌ها چرا؟

لباس‌ها دروغ نمی‌گویند؛ آدم‌ها چرا؟

اورلاندو: یک بیوگرافی، از مهمترین آثار ویرجینیا وولف است که در اصل، نه فقط یک داستان، بلکه تبلوری است از آنچه در ذهن خلاق او گذشته است. ویرجینیا وولف در رمان «اورلاندو»، روح شعر و ادبیات را در قالب پسرکی به نام اورلاندو متبلور می‌سازد. این مرد جوان شاعر در نیمۀ رمان تغییر جنسیت می‌دهد. زن شدن اورلاندو آن قدر طبیعی اتفاق می‌افتد که نیازی به هیچ توجیه علمی نیست. اورلاندو می‌خواهد زن باشد و از زن بودن خود خوشنود است. همین! اورلاندو می‌خواهد مادر باشد و از مادر بودن خود خوشنود است. همین! این رمان می‌تواند نشاتۀ این باشد که ادبیات به سمت زنانگی می‌رود، روح ادبیات در تمنای زنانگی است ونه تنها ادبیات بلکه جهان از زبان، منطق و سلطۀ مردانه خسته شده. ویرجینیا وولف همواره به جو سطحی و سراسر هیاهو و تنش عملی مردانه بی اعتماد بود و واقعیت موجود را در «حیرت و سرگشتگی درونی انسان و حال ملموس و آکنده از آگاهی» با گونه‌ای تعصب صوفیانه محک می‌زد.

Orlando 1 لباس‌ها دروغ نمی‌گویند؛ آدم‌ها چرا؟
رمان اورلاندو شاهکار ویرجینیا وولف

در این رمان اورلاندو در طول چند قرن بارها لباس عوض می‌کند؛ گاهی برای آنکه با زمانه هماهنگ شود، گاهی برای آنکه از محدودیتی فرار کند که همان لباس بر تنش گذاشته است. در رمان ویرجینیا وولف، یک جفت شلوار سواری فقط انتخابی راحت‌تر نیست و دامن‌های حجیم و کرینولین فقط نشانۀ دورۀ ویکتوریایی نیستند. هرکدام نسبت تازه‌ای میان بدن، حرکت و نگاه دیگران می‌سازند. لباس تعیین می‌کند اورلاندو با چه سرعتی راه برود، کجا آزاد باشد و در برابر چه کسی نخست به‌صورت «زن» یا «مرد» دیده شود.

وولف جمله‌ای دارد که تمام راهنمای خواندن لباس در داستان را در خود جا می‌دهد: «لباس‌ها ما را می‌پوشند، نه ما آن‌ها را.» منظور این نیست که پارچه سرنوشت انسان را تعیین می‌کند. لباس در رمان نقطۀ برخورد چند نیروست: آنچه شخصیت از خودش می‌خواهد، آنچه جامعه از بدن او انتظار دارد و آنچه دیگران با یک نگاه درباره‌اش قضاوت می‌کنند. برای همین، لباس ممکن است پیش از اعتراف شخصیت، اضطرابش را لو بدهد؛ پیش از شرح راوی، طبقه‌اش را مشخص کند؛ یا درست برعکس، نشان دهد با چه دقتی مشغول ساختن تصویری خلاف واقعیت است.

پس با این مقدمه عنوان این مطلب به یک اصلاح کوچک نیاز دارد: لباس‌ها لزوماً حقیقتِ شخصیت را نمی‌گویند بلکه آن‌ها حقیقتِ موقعیت را بیان می‌کنند. حتی لباس مبدل، کت قرضی یا پیراهنی که برای ثروتمندتر به‌نظررسیدن انتخاب شده، سندی است از فاصلۀ میان زندگی شخصیت و تصویری که می‌خواهد از خود بسازد. سؤال درست هنگام خواندن رمان این نیست که «این لباس نماد چیست؟»؛ باید پرسید این لباس در این صحنه چه کاری انجام می‌دهد.

لباس پیش از شخصیت وارد اتاق می‌شود

نویسنده گاهی به‌جای آنکه بنویسد شخصیتی ثروتمند، سوگوار، مضطرب یا نیازمند تأیید است، اجازه می‌دهد لباس این اطلاعات را حمل کند. اما این رمزگذاری یک فرهنگ لغت ثابت ندارد. کت مخمل در یک رمان می‌تواند نشانۀ ثروت باشد و در رمانی دیگر، یادگار فرسودۀ دوره‌ای ازدست‌رفته. لباس سیاه ممکن است عزا، کار، اقتدار، میل به محوشدن یا نمایشی حساب‌شده از وقار باشد. معنا از کنار هم گذاشتن لباس با زمان، مکان، بدن و واکنش دیگران ساخته می‌شود.

image لباس‌ها دروغ نمی‌گویند؛ آدم‌ها چرا؟
شخصیت اورلاندو بارها در کلکسیون‌های فشن بازتاب داده شده است

برای خواندن لباس شخصیت‌ها در رمان، سه پرسش را هم‌زمان نگه دارید: چه چیزی پوشیده شده؟ بدن با آن چه می‌تواند بکند؟ دیگران آن را چگونه می‌بینند؟ اگر فقط پرسش اول را جواب بدهیم، فهرست لباس داریم، نه تحلیل روایت.

چرا اورلاندو هنوز روی ران‌وی قدم می‌زند؟

اورلاندو چهار قرن زندگی می‌کند، از مرد به زن بدل می‌شود و در هر دوره با لباس، جنسیت و موقعیت اجتماعی تازه‌ای روبه‌رو است. ویرجینیا وولف در رمان سال ۱۹۲۸ خود، پوشش را تزئینی بیرون از شخصیت نمی‌بیند؛ لباس بر رفتار اورلاندو، آزادی حرکت او و تصویری که دیگران از او می‌سازند اثر می‌گذارد. وقتی مرد است، دستش برای گرفتن شمشیر آزاد می‌ماند؛ وقتی لباس زنانه قرن هجدهم را می‌پوشد، باید بخشی از توجه و حرکت بدنش را صرف مهار دامن کند. بازگشت او به انگلستان نیز با بازگشت به کرست و الزام‌های حقوقی و اجتماعی زن‌بودن همراه است.

همین پیوند مستقیم میان لباس و هویت، اورلاندو را برای طراحان فشن جذاب می‌کند. شخصیت می‌تواند کت مخمل دوران جوانی‌اش را سال‌ها بعد دوباره از کمد بیرون بیاورد و با پوشیدن آن، نه‌فقط ظاهر بلکه بخشی از گذشته خود را بازیابی کند. لباس در این روایت هم آرشیو زمان است، هم وسیله عبور میان زنانگی و مردانگی. تعدد دوره‌های تاریخی نیز دامنه تصویری گسترده‌ای در اختیار طراح می‌گذارد: از شلوارهای کوتاه و جلیقه‌های تافته عصر الیزابت تا پیراهن‌های چین‌دار، کرست، لباس‌های روکوکو و پوشش‌های آندروژنی معاصر.

طراحی لباس و ادبیات
برخی از مدل‌های اخیر مد که به نظرم با حس و حال مجلل اورلاندو همخوانی دارند. از چپ به راست دیور، تام براون، لانوین، اردم، الکساندر مک‌کوئین، بربری

کریستوفر بیلی در کالکشن پاییز ۲۰۱۶ بربری با الهام از اورلاندو، پیراهن‌های یقه‌چین‌دار، شلوارهای ابریشمی شبیه لباس خواب و رنگ‌های جواهری را کنار هم قرار داد. نمایش به‌صورت مشترک برای زنان و مردان برگزار شد و ارجاع ادبی آن با حرکت بربری به‌سمت پوششی که مرزهای جنسیتی را کم‌رنگ می‌کرد هماهنگ بود. در بهار ۲۰۲۱، کیم جونز نخستین کالکشن کوتور خود برای فندی را بر محور وولف و حلقه بلومزبری ساخت. فرم‌های ترکیبی، جمله‌هایی از رمان روی کیف‌های صدفی و خواندن نامه‌های وولف و ویتا سکویل‌وست ــ زنی که الگوی شخصیت اورلاندو بود ــ این ارتباط را آشکار می‌کردند. ری کاواکوبو نیز در سال ۲۰۱۹ لباس‌های اپرای اورلاندو در وین را طراحی کرد. تازه‌ترین نمونه در میان این سه مطلب، کالکشن پاییز و زمستان ۲۰۲۵ دیور است: ماریا گراتزیا کیوری حرکت میان ظاهر مردانه و زنانه را با کت‌های درباری، شلوارهای کوتاه، ردینگوت، پیراهن سفید مردانه، کرست و دامن‌های توری دنبال کرد.

فیلم اورلاندو به کارگردانی سالی پاتر در سال ۱۹۹۲، این ظرفیت را از متن به تصویر منتقل کرد. تیلدا سوئینتن در نقش اورلاندو طی چند سده و دو جنسیت ظاهر می‌شود و لباس‌های طراحی‌شده توسط سندی پاول و دین فان استرالن، تغییر زمان را بدون توضیح اضافی قابل‌دیدن می‌کنند. در یکی از صحنه‌ها، اورلاندو با لباس روکوکوی قرن هجدهم وارد هزارتوی پرچین می‌شود و با پیراهن چهارخانه قرن نوزدهم از آن بیرون می‌آید. این فیلم نشان داد که لباس می‌تواند هم‌زمان تقویم، روایت و نشانه جنسیت باشد؛ سه امکانی که طراحان هنوز از اورلاندو می‌گیرند.

رنگ را از دیکشنری نمادها نخوانید

در «بوف کور»، زن اثیری بارها با لباس سیاه بلند و چین‌خورده ظاهر می‌شود. سیاه در اینجا فقط رنگ مرگ نیست. راوی جنس لباس را چنان نازک و نامادی توصیف می‌کند که گویی با تار عنکبوت بافته شده و بدن زن را در خود محبوس کرده است. رنگ، جنس و حالت لباس با هم زنی می‌سازند که بیش از آنکه انسانی مستقل باشد، تصویرِ ساخته‌شده در ذهن راوی است: دست‌نیافتنی، بی‌زمان و گرفتار در نگاه او.

زن اثیری بوف کور 2 لباس‌ها دروغ نمی‌گویند؛ آدم‌ها چرا؟
زن اثیری در تئاتر بوف کور

این نکته خواندن را پیچیده‌تر می‌کند: لباس همیشه صاحبش را افشا نمی‌کند؛ گاهی کسی را افشا می‌کند که به او نگاه می‌کند. ما زن اثیری را از بیرون و با صدای خودش نمی‌شناسیم. لباس سیاه او بخشی از دستگاه خیال راوی است. بنابراین، پیش از آنکه از رنگ نتیجه بگیرید، ببینید چه کسی رنگ را دیده و چه کسی آن را توصیف کرده است.

زن اثیری بوف کور لباس‌ها دروغ نمی‌گویند؛ آدم‌ها چرا؟

سیاه در «سووشون» کار دیگری دارد. پس از مرگ یوسف، تکرار پیراهن، روسری و شال سیاه، عزا را از احساس خصوصی زری به منظره‌ای عمومی تبدیل می‌کند. در بخش‌های پایانی رمان، سیاه فقط وضعیت روانی یک زن نیست؛ نشانه‌ای است که از بدن‌های متعدد، خانه و جمع عبور می‌کند. یک رنگ واحد در دو رمان، دو سازوکار متفاوت دارد: در «بوف کور» زن را در تصویر راوی حبس می‌کند؛ در «سووشون» فقدان را میان خانواده و شهر پخش می‌کند.

جنس لباس، سرعت بدن را تعیین می‌کند

پارچه را فقط با چشم نخوانید؛ وزن و صدایش را هم تصور کنید. ابریشم روی بدن می‌لغزد، پشم سنگین می‌شود، یقۀ آهاردار گردن را نگه می‌دارد و کرینولین برای نشستن، عبورکردن و نزدیک‌شدن به دیگران فاصله تعیین می‌کند. نویسنده با نام‌بردن از جنس پارچه می‌تواند بی‌آنکه دربارۀ قدرت توضیح بدهد، میدان حرکت شخصیت را محدود یا باز کند.

در «اورلاندو»، جابه‌جایی میان لباس‌های مردانه و زنانه فقط تغییر ظاهر نیست. پوشاک حجیم و محدودکننده، رفتار و جایگاه اجتماعی اورلاندو را تغییر می‌دهد؛ بازگشت به شلوار، امکان حرکت دیگری به بدن می‌دهد. مقالۀ موزۀ ویکتوریا و آلبرت دربارۀ مُد در «اورلاندو» این رابطه را با مفهوم «آگاهیِ پیراهن» در نوشته‌های وولف توضیح می‌دهد: احساس ما لباس را تغییر می‌دهد و لباس نیز بر احساس و ادراک ما اثر می‌گذارد.

هنگام خواندن، فعل‌های کنار لباس را علامت بزنید: کشیده شد، گیر کرد، سنگینی کرد، پوشاند، فشرد، باز شد، افتاد. این فعل‌ها معمولاً بیش از صفت‌هایی مانند «زیبا» یا «گران» دربارۀ رابطۀ لباس و بدن اطلاعات می‌دهند.

جیب؛ کوچک‌ترین معماری قدرت

جیب در داستان می‌تواند از خود لباس گویاتر باشد. چه کسی جیب دارد؟ جیب دیده می‌شود یا زیر لایه‌های لباس پنهان است؟ دست شخصیت آزادانه به آن می‌رسد؟ داخلش پول است، کلید است، نامه است یا هیچ؟ این پرسش‌ها به مالکیت، اعتماد، کار و امکان ترک‌کردن یک موقعیت مربوط‌اند.

بررسی موزۀ ویکتوریا و آلبرت نشان می‌دهد که در پوشاک اروپاییِ چند قرن گذشته، لباس‌های مردانه جیب‌های دوخته‌شدۀ متعددی داشتند، درحالی‌که زنان غالباً جیب‌های جداشدنی را زیر دامن می‌بستند و از شکاف لباس به آن دسترسی پیدا می‌کردند. محتویات این جیب‌ها ــ از کلید و پول تا ابزار خیاطی و وسایل کار ــ بخشی از مسئولیت روزانه و استقلال عملی زنان را ثبت می‌کرد. دانستن این تاریخ، خواننده را از تعبیر سادۀ جیب به‌عنوان «جزئیات لباس» دور می‌کند. جیب یک فضای شخصی و قابل‌حمل است؛ اتاقی کوچک که همیشه در اختیار همه نبوده است.

در رمان، خالی‌کردن جیب، دست‌بردن به جیب دیگری، دوختن چیزی در آستر یا نداشتن جای امن برای نگهداری یک شیء، همگی کنش‌اند. در «سووشون»، عمه دینارهای طلا را میان رویه و آستر کت می‌دوزد. کت ناگهان از پوشش به گاوصندوق بدل می‌شود. این جزئیات از ناامنی اقتصادی و بی‌اعتمادی به فضای بیرون خبر می‌دهد، بی‌آنکه راوی ناچار باشد دربارۀ اضطراب دوران اشغال خطابه‌ای بنویسد.

اندازه، وصله و لباسِ دست‌دوم

لباسی که دقیقاً اندازۀ بدن دوخته شده، با لباسی که از تن دیگری رسیده یا برای بدن تازه‌ای تغییر داده شده، تاریخ متفاوتی دارد. آستین بلندتر از دست، سرشانۀ افتاده، درزِ بازشده و جای سوزن می‌توانند مهاجرت لباس میان بدن‌ها را نشان دهند. این مهاجرت اغلب ردّ اقتصاد خانواده را روشن‌تر از قیمت‌گذاری مستقیم نشان می‌دهد.

سو و شون لباس‌ها دروغ نمی‌گویند؛ آدم‌ها چرا؟

در «سووشون»، زری پیراهن و شلوار کهنۀ خسرو را برای کلو دراز و گشاد و دوباره درزودوز می‌کند. یک دست لباس در همین حرکت کوتاه، چند رابطه را به هم وصل می‌کند: فاصلۀ طبقاتی میان خانوادۀ مالک و پسر روستایی، کار خانگی زری، صرفه‌جویی در دورۀ کمبود و نوعی مراقبت که همچنان از بالا به پایین انجام می‌شود. اگر فقط «لباس کهنه» را نشانۀ فقر کلو بدانیم، نیمی از صحنه را از دست داده‌ایم؛ مهم است که لباس پیش‌تر متعلق به چه کسی بوده و چه دستی آن را برای بدن تازه آماده کرده است.

فرسودگی نیز همیشه به معنای فقر نیست. ممکن است شخصیت پول خرید لباس تازه داشته باشد اما از یک کت قدیمی جدا نشود؛ آن‌وقت ساییدگی سرآستین به حافظه مربوط می‌شود، نه درآمد. ممکن است کفش‌ها عمداً کهنه نگه داشته شوند تا صاحبشان در محیطی خاص غریبه به نظر نرسد. باید پرسید کهنه‌شدن ناخواسته است، پذیرفته شده یا به نمایش گذاشته می‌شود.

زیورآلات؛ ارزش مادی یا نقطۀ فشار؟

زیور در رمان اغلب به‌سرعت به ثروت ترجمه می‌شود، اما ارزش یک شیء همیشه با قیمتش یکی نیست. در آغاز «سووشون»، گوشواره‌های زمرد زری در جشن عروسی دختر حاکم وارد شبکه‌ای از هدیه، رودربایستی و قدرت می‌شوند. گوشواره هدیۀ یوسف است، اما زری در فضای جشن نمی‌تواند از آن مثل یک دارایی کاملاً شخصی دفاع کند. شیء گران‌بها در این صحنه بیش از تمول، مرز لرزان اختیار را نشان می‌دهد.

سو و شون گردنبند لباس‌ها دروغ نمی‌گویند؛ آدم‌ها چرا؟

برای خواندن زیورآلات، به مسیر شیء توجه کنید: چه کسی آن را خریده، چه کسی بخشیده، چه کسی خواسته، چه کسی پس داده و چه کسی حق دارد دربارۀ استفاده از آن تصمیم بگیرد. حلقه، گوشواره یا ساعت ممکن است هم‌زمان نشانۀ عشق، بدهی، مالکیت و نظارت باشد. معنای اصلی اغلب در جابه‌جایی شیء میان آدم‌ها شکل می‌گیرد، نه در جنس طلا یا سنگ آن.

وقتی شخصیت با لباسش دروغ می‌گوید

شخصیت‌ها لباس را برای پنهان‌کردن هم به کار می‌برند. لباس رسمی می‌تواند ترس را پشت انضباط پنهان کند؛ یونیفرم می‌تواند فرد را به اقتدار نهادی وصل کند؛ پوشش ساده ممکن است فاصله‌گرفتن واقعی از تجمل باشد یا اجرای حساب‌شدۀ فروتنی. اینجا تناقض میان لباس و رفتار مهم‌تر از هماهنگی آن‌هاست.

اگر راوی می‌گوید شخصیت به ظاهر اهمیت نمی‌دهد، اما سه بار از مرتب‌کردن یقه‌اش پیش از ورود کسی می‌نویسد، یقه از توضیح راوی قابل‌اعتمادتر است. اگر شخصیتی کت گران می‌پوشد اما از نشستن می‌ترسد مبادا پارچه چروک شود، لباس به‌جای تثبیت قدرت، ناآشنایی او با آن موقعیت را آشکار می‌کند. لباسِ دروغین هم دروغ نمی‌گوید؛ میل به باورپذیرشدن را ثبت می‌کند.

پنج پرسش برای خواندن لباس در رمان

بار بعد که نویسنده برای توصیف پیراهن، کت، روسری یا کفش مکث کرد، بلافاصله دنبال یک نماد ثابت نگردید. این پنج پرسش معمولاً مسیر دقیق‌تری باز می‌کنند:

۱. این لباس را چه کسی انتخاب کرده است؟ خودِ شخصیت، خانواده، کارفرما، قانون، سنت یا فقر؟

۲. لباس چه حرکتی را ممکن یا ناممکن می‌کند؟ آیا بدن می‌تواند بدود، بنشیند، پنهان شود، کار کند یا از نگاه‌ها دور بماند؟

۳. چه کسی لباس را می‌بیند و توصیف می‌کند؟ خود شخصیت، راوی یا ناظری که میل و پیش‌داوری دارد؟

۴. لباس چه گذشته‌ای دارد؟ نو است، قرضی است، ارث رسیده، تعمیر شده یا از تن دیگری به این بدن رسیده است؟

۵. میان لباس و رفتار چه فاصله‌ای وجود دارد؟ آیا ظاهر ادعای قدرت می‌کند، درحالی‌که حرکت بدن اضطراب را پس می‌دهد؟

لباس در رمان تزئین صحنه نیست؛ یکی از راه‌هایی است که زمانه به بدن شخصیت می‌رسد. جنگ در آستر کت پنهان می‌شود، طبقه در درزهای دوباره‌دوخته‌شده دیده می‌شود، سوگ از یک پیراهن به جمعی سیاه‌پوش سرایت می‌کند و جنسیت در وزن دامن و آزادی شلوار تجربه می‌شود.

بعد از مدتی، چشم خواننده به این زبان عادت می‌کند. دیگر وقتی شخصیتی دستش را در جیب خالی فرو می‌برد، سرآستینش را می‌کشد یا با کت قرضی وارد مهمانی می‌شود، منتظر توضیح نویسنده نمی‌مانیم. لباس پیش‌تر حرف زده است؛ باید دید شخصیت با آن حرف چه می‌کند.

منابع

Rosalind McKever, “Fashion in Virginia Woolf’s Orlando,” Victoria and Albert Museum, updated 17 April 2024 — https://www.vam.ac.uk/articles/fashion-in-virginia-woolfs-orlando

“Women’s tie-on pockets,” Victoria and Albert Museum, updated 17 April 2024 https://www.vam.ac.uk/articles/womens-tie-pockets

Virginia Woolf, Orlando: A Biography (۱۹۲۸), متن انگلیسی https://standardebooks.org/ebooks/virginia-woolf/orlando

Aileen Ribeiro, Fashion and Fiction: Dress in Art and Literature in Stuart England, Yale University Press, 2005 — https://openlibrary.org/books/OL3398681M/Fashion_and_fiction

مسعود جعفری جزی، «سووشون»، دانشنامهٔ ایرانیکا https://www.iranicaonline.org/articles/suvashun/

سهیلا فرهنگی و مینو امیر ارده‌جانی، «بررسی و تحلیل رفتارهای غیرزبانی در رمان سووشون»، پژوهش‌های ادبی https://www.ensani.ir/fa/article/download/354175

کاووس حسن‌لی و سیامک نادری، «تبارشناسی زن اثیری در بوف کور صادق هدایت بر پایهٔ کشفیات نقاره‌خانهٔ ری»، متن‌پژوهی ادبی، ۱۳۹۷ https://doi.org/10.22054/ltr.2018.8542

صادق هدایت، بوف کور، متن کامل در ویکی‌نبشته https://fa.wikisource.org/wiki/%D8%A8%D9%88%D9%81_%DA%A9%D9%88%D8%B1

منابع چاپی: سیمین دانشور، «سووشون»، تهران: انتشارات خوارزمی، نخستین انتشار ۱۳۴۸؛ اسدالله زارعی، «بازتاب فرهنگ پوشاک و لباس در ادبیات ایران (با نگاهی به دیوان حافظ)»، فصلنامهٔ هنر، علم و فرهنگ، شمارهٔ ۱، زمستان ۱۳۹۲.

یادداشت منبع‌شناختی: منبع پیشنهادی «Fashion and Fiction» مقالهٔ V&A Research Journal نیست؛ کتابی از آیلین ریبیرو است که انتشارات دانشگاه ییل در سال ۲۰۰۵ منتشر کرده است. ارجاع بالا با مشخصات درست درج شده است.

نویسنده

  • مجله مُدِج

    مُدِج یک مجله آنلاین مستقل در حوزه فرهنگ، هنر، مُد و سبک زندگی است؛ رسانه‌ای که از مُد آغاز می‌کند، اما در لباس متوقف نمی‌ماند.
    ما به آنچه مردم می‌پوشند، شیوه‌ و سبکی که زندگی می‌کنند نگاه می‌کنیم تا درباره آنچه تجربه کرده، آرزو دارند، پنهان می‌کنند یا می‌خواهند تغییر دهند، بیشتر بفهمیم. برای مُدِج، لباس تنها یک شیء زیبا یا کالایی برای مصرف نیست؛ بخشی از زبان زندگی معاصر است. زبانی که از بدن، هویت، شهر، طبقه، حافظه، میل، اضطراب و آینده سخن می‌گوید.
    مُدِج در مرز مُد، فرهنگ و ایده‌ها حرکت می‌کند؛ جایی میان دیدن و فهمیدن.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالبمرتبط