1 2 چرا دانشجویان دانشگاه‌های صنعتی، شبیه هم لباس می‌پوشند؟

چرا دانشجویان دانشگاه‌های صنعتی، شبیه هم لباس می‌پوشند؟

صبح که از درِ دانشگاه می‌گذرم، قبل از اینکه صدای کلاس‌ها یا همهمه راهروها به گوش برسد، چیزی دیگر توجهم را جلب می‌کند. کتانی‌های سفید، شلوارهای گشاد، کوله‌های ساده و رنگ‌هایی که بیشتر به خاکستری و سرمه‌ای نزدیک‌اند تا رنگ‌های پرهیجان. این شباهت آن‌قدر تکرار می‌شود که دیگر اتفاقی به نظر نمی‌رسد.

شاید در نگاه اول این شباهت‌‌ها فقط حاصل سلیقه‌ای مشترک به نظر برسند، اما کافی است کمی مکث کنیم‌ تا پرسش دیگری به میان بیاید: آیا دانشجویان اینگونه لباس می‌‌پوشند، یا دانشگاه آرام ‌آرام به آن ‌ها یاد می ‌دهد چگونه دراین فضا دیده شوند؟

لباس در دانشگاه فقط چیزی نیست که بدن را می‌‌پوشاند. هر انتخاب از جنس پارچه و فرم شلوار گرفته تا رنگ روسری،  مدل کفش یا تعداد جیب‌‌های یک کارگو می‌‌تواند درباره شیوه زندگی فرد صحبت کند. درباره مسیر طولانی خوابگاه تا دانشکده، ساعت‌‌های فشرده کلاس، فشار پروژه‌‌ها، بودجه محدود، میل به متفاوت بودن و گاهی نیاز به جلب نکردن توجه.

اگر لباس را نوعی زبان بدانیم، دانشگاه یکی از مکان‌هایی است که واژگان این زبان را بی ‌صدا تغییر می ‌دهد. دانشجو در این فضا فقط فرمول و مسئله نمی‌‌آموزد، یاد می ‌گیرد چه چیزی «مناسب» به نظر می‌‌رسد، با چه لباسی راحت‌‌تر در جمع پذیرفته می‌‌شود وکدام بخش از سلیقه‌‌اش بهتر است برای بیرون از دانشگاه باقی بماند.

در دانشگاه‌های صنعتی جایی که ریتم زندگی تندتر و فضای غالب، عموماً جدی‌تر و مردانه‌تر است، فشن ناچار می‌شود هر روز با کارایی امنیت و دوام مذاکره کند.

2 1 چرا دانشجویان دانشگاه‌های صنعتی، شبیه هم لباس می‌پوشند؟

فشن در دانشگاه‌های صنعتی چگونه است؟

پوشش دانشجویان در دانشگاه‌های صنعتی طی دهه‌های اخیر دستخوش تغییرات قابل توجهی شده است، تغییراتی که تنها به رنگ یا فرم لباس محدود نمی‌شوند، بلکه در انتخاب اکسسوری، شیوه ست‌کردن لباس‌ها و حتی اولویت‌های دانشجویان در انتخاب پوشش نیز دیده می‌شوند.

برای درک این تغییرات، باید به زمینه‌ای که این پوشش در آن شکل گرفته توجه کرد؛ فضایی که نسبت جنسیتی فرهنگ دانشگاه و تجربه زیسته دانشجویان همگی در آن نقش دارند. دانشگاه‌های مهندسی از پیش از انقلاب تاکنون همواره با نابرابری تعداد دانشجویان دختر و پسر روبه‌رو بوده‌اند، هرچند این فاصله در سال‌های اخیر کاهش یافته است.

بر اساس گزارش روزنامه شریف از میان ۱۸۹۶ فارغ‌التحصیل سال ۱۴۰۳ تعداد ۴۳۷ نفر دختر و ۱۴۵۹ نفر پسر بوده‌اند. این نابرابری در دهه‌های گذشته تنها یک آمار نبود بلکه بر شیوه حضور و حتی پوشش دختران نیز اثر می‌گذاشت. در سال‌های پیش از انقلاب، بسیاری از دانشجویان دختر برای پذیرفته شدن در فضای مردانه دانشگاه و پررنگ‌تر کردن حضور خود پوششی نزدیک به دانشجویان پسر انتخاب می‌کردند.

در دانشگاه علم و صنعت نیز این الگو دیده می‌شد، جایی که پوشش برخی از دانشجویان دختر شباهت زیادی به استایل جریان‌های چپ پیش از انقلاب داشت و به همین دلیل لباس تنها یک انتخاب شخصی نبود، بلکه گاهی نشانه‌ای از گرایش‌های سیاسی و اجتماعی نیز تلقی می‌شد.

امروز اما شرایط تا حدی تغییر کرده است. افزایش حضور دانشجویان و استادان زن الگوی پوشش را نیز دگرگون کرده است. هرچند «کاربردی بودن» همچنان مهم‌ترین معیار انتخاب لباس به شمار می‌رود. پارچه‌های نخی، ابروبادی و کتان، به دلیل راحتی، سبکی و چروک‌ نشدن، بیشتر از سایر جنس‌ها مورد توجه قرار می‌گیرند. بسیاری از دانشجویان ترجیح می‌دهند لباسی انتخاب کنند که در بیشتر فصل‌های سال قابل استفاده باشد، لباسی که در تابستان به‌ صورت تک‌لایه و در زمستان با چند لایه پوشیده شود.

«زینب»، یکی از دانشجویان دانشگاه شریف درباره انتخاب شلوار کارگو می‌گوید: «از شلوار کارگو استفاده می‌کنم، چون جیب بیشتری دارد». جمله زینب ساده است اما شاید بیش از هر تحلیل مدی حقیقت این فضا را آشکار کند. در دانشگاه حتی جیب هم بخشی از برنامه‌‌ریزی روزانه است، جایی برای کارت دانشجویی، هندزفری، خودکار، گوشی یا هر چیزی که باید در فاصله چند کلاس دم دست باشد. اینجا کارکرد لباس گاهی از زیبایی جلو می ‌زند، نه چون زیبایی بی ‌اهمیت است بلکه چون زندگی مجال زیادی برای فکر کردن به آن باقی نمی ‌گذارد. این نگاه در انتخاب رنگ نیز دیده می‌شود. رنگ‌های خنثی و تیره مانند مشکی، سرمه‌ای، طوسی، قهوه‌ای و آبی، بیش از رنگ‌های روشن به چشم می‌آیند و استفاده از پارچه‌های طرح‌دار نیز چندان رایج نیست.

شاید این الگوی تکرارشونده این پرسش را ایجاد کند که آیا فضای دانشگاه به‌تدریج سلیقه بصری دانشجویان را نیز شکل می‌دهد؟

«فاطمه» یکی دیگر از دانشجویان دانشگاه شریف، در توصیف استایل خود می‌گوید«لباس‌های دانشگاه ساده‌تر هستند و لباس‌های روزمره خارج از دانشگاه بیشتر حس دخترانگی دارد». تفاوت میان لباس داخل و بیرون دانشگاه فقط تفاوت دو استایل نیست؛ گاهی تفاوت دو نسخه از یک آدم است. بیرون از دانشگاه، رنگ‌‌ها روشن‌‌تر می‌‌شوند، اکسسوری ‌ها فرصت بیشتری برای دیده شدن پیدا می ‌کنند و فرم لباس آزادانه‌‌تر انتخاب می‌‌شود. داخل دانشگاه اما بخشی از این ظرافت عقب می‌نشیند گویی بعضی دختران برای ورود به فضای آموزشی چیزی از خودشان را پشت در جا می ‌گذارند. این عقب‌نشینی را نمی‌توان فقط به قوانین رسمی نسبت داد. فرهنگ غالب، شوخی‌ها و قضاوت‌های روزمره، احساس امنیت ونگرانی از متفاوت دیده شدن نیز بر انتخاب لباس اثر می‌گذارند. دانشجویی که پوششی متفاوت از الگوی رایج دارد تنها یک لباس متفاوت نپوشیده است. او بار نگاه‌هایی را نیز با خود حمل می‌کند که می‌توانند تفاوت را به جسارت، نمایش یا حتی عدم جدیت تعبیر کنند.

استایل، بخشی از روند پذیرفتن یا طرد شدن در دانشگاه

همان‌طور که گفته شد، اهمیت مد و پوشش تنها به زیبایی‌شناسی محدود نمی‌شود. انتخاب لباس، رنگ و حتی شیوه استایل کردن می‌تواند بازتابی از هویت، سبک زندگی و تجربه زیسته افراد باشد. به همین دلیل پوشش در بسیاری از موقعیت‌ها از روابط روزمره گرفته تا عرصه دیپلماسی به زبانی برای انتقال پیام تبدیل می‌شود. اگر چنین نگاهی را بپذیریم این پرسش مطرح می‌شود که پوشش دانشجویان در یک دانشگاه صنعتی چه چیزی درباره فضای آن دانشگاه روایت می‌کند؟

لباسی که هر نسل انتخاب می‌کند، تنها یک انتخاب شخصی نیست بلکه می‌تواند بازتابی از شرایط اجتماعی، فرهنگی و مطالبات همان نسل باشد. به نظر می‌رسد بسیاری از دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف فضای دانشگاه را برای پوشش‌هایی که جلوه‌ای ظریف‌تر یا زنانه‌تر دارند چندان مناسب نمی‌دانند. این انتخاب را نمی‌توان تنها به قوانین یا چارچوب‌های دانشگاه نسبت داد بلکه عواملی مانند فرهنگ غالب، فضای آموزشی و احساس امنیت در ابراز تفاوت نیز در آن نقش دارند.

از این‌رو، دانشجویانی که پوششی متفاوت از الگوی رایج انتخاب می‌کنند، گاه تجربه متفاوت بودن را نیز با خود حمل می‌کنند، تجربه‌ای که در فضای یک دانشگاه صنعتی با توجه به ماهیت آموزشی و کارگاهی آن دور از انتظار نیست.

در کنار این عوامل مسائل اقتصادی نیز بر انتخاب پوشش اثر می‌گذارند. بسیاری از دانشجویان نه فقط در دانشگاه شریف بلکه در دیگر دانشگاه‌ها نیز بخش عمده بودجه خود را صرف هزینه‌های تحصیل و زندگی می‌کنند و طبیعی است که لباس به‌ویژه لباس متنوع در اولویت‌های بعدی قرار بگیرد. در چنین شرایطی، کاربردی بودن لباس بیش از هر ویژگی دیگری اهمیت پیدا می‌کند. از سوی دیگر، قضاوت‌های اجتماعی نیز بر شیوه لباس پوشیدن دانشجویان اثر می‌گذارند.

فاطمه یکی از دانشجویان شریف، می‌گوید: «در دانشگاه به نوع پوشش دختران احترام نمی‌گذارند و خیلی آن‌ها از روی ظاهر قضاوت می‌کنند». با این ‌همه تفاوت میان ظاهر دانشجویان در داخل و بیرون دانشگاه پرسشی مهم باقی می‌‌گذارد و آن است که یک فضای آموزشی تا چه اندازه باید بر شیوه بروز هویت اثر بگذارد؟ دانشگاه قرار است امکان تجربه کردن، آزمودن و ساختن خود را فراهم کند. اگر دانشجو احساس کند برای پذیرفته شدن باید بخشی از ظاهر و سلیقه‌اش را خاموش کند، آموزش چیزی فراتر از دانش فنی را ازدست می ‌دهد: تمرین زیستن با تفاوت.

دانشجویان در ترازوی هنر

یکی از دلایلی که دانشجویان برای انتخاب این نوع پوشش به آن اشاره می‌کنند، فشردگی زندگی دانشگاهی است. حجم بالای درس‌ها، پروژه‌ها و فعالیت‌های فرهنگی، باعث می‌شود تا راحتی و کاربردی بودن لباس در اولویت قرار بگیرد.

«صبا»، یکی از دانشجویان دانشگاه شریف می‌گوید: «فشار در دانشگاه ما از لحاظ درسی زیاد است و دختر طبیعتاً دوست دارد به خودش برسد، اما درگیری این موضوع با درس‌های شریف آزاردهنده است».  این تجربه نشان می‌دهد که گاهی زمان و انرژی دانشجویان بیش از آنکه صرف انتخاب پوشش شود، صرف پاسخ دادن به مطالبات آموزشی دانشگاه می‌شود.

از سوی دیگر تفاوت پوشش بسیاری از دانشجویان در داخل و خارج از دانشگاه نیز قابل توجه است. انتخاب رنگ‌های روشن‌تر یا استایل‌هایی که به گفته خودشان حس دخترانگی بیشتری دارد، بیرون از فضای دانشگاه پررنگ‌تر دیده می‌شود. شاید این تفاوت این پرسش را مطرح کند که آیا فضای دانشگاه آگاهانه یا ناآگاهانه بر شیوه بروز هویت و سلیقه دانشجویان اثر می‌گذارد؟ این پرسش از آن جهت اهمیت دارد که دانشگاه‌های صنعتی محل تحصیل بخشی از مدیران، کارآفرینان و تصمیم‌گیران آینده کشور هستند. اگر دانشگاه تنها مهارت‌های فنی را پرورش دهد و تجربه‌های فرهنگی و زیبایی‌شناختی در حاشیه قرار بگیرند این موضوع می‌تواند در نگاه نسل آینده به هنر، طراحی و صنایع خلاق نیز بازتاب پیدا کند.

مسئله، اهمیت لباس به خودی خود نیست، بلکه جایگاه فرهنگ، زیبایی و طراحی در نظام آموزشی است. شاید به همین دلیل ایجاد ارتباط میان دانشگاه‌های صنعتی و دانشگاه‌های هنر بتواند فرصتی برای گفت‌وگوی میان این دو حوزه فراهم کند. برگزاری نمایشگاه‌های مشترک، فروش آثار دانشجویان طراحی لباس در دانشگاه‌های صنعتی یا در نظر گرفتن بخشی از خدمات رفاهی برای پوشاک دانشجویان تنها چند نمونه از ایده‌هایی هستند که می‌توانند نگاه به پوشش را از یک موضوع صرفاً شخصی، به بخشی از تجربه فرهنگی دانشگاه تبدیل کنند. در نهایت  توجه به پوشش به معنای تشویق مصرف‌گرایی نیست، بلکه می‌تواند آغاز گفت‌وگویی درباره هویت، خلاقیت و کیفیت تجربه زیستن در دانشگاه باشد

نویسنده

  • فائزه باقریان

    مُد برای من شروع یک شناخت است؛ شناختی که خط اول آن با کنجکاوی آغاز می‌شود. این جست‌وجو مرا از دانشگاه صنعتی شریف و رشته ریاضی به سرزمین مُد رساند؛ مسیری که در ترم ششم با انصراف از ریاضی، شکل تازه‌ای به خود گرفت. خودم را همیشه دانشجوی مُد می‌داند؛ زیرا یادگیری و شناخت در این حوزه برای من پایانی ندارد.
    در مسیرم به موضوعاتی مانند استایل دانشگاهی، فرهنگ و هویت در مُد می‌پردازم و تلاش می‌کنم در مُداِج به رابطه میان پوشش و زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی آن بپردازم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالبمرتبط