رابطه لباس و حافظه 2 کمدی که حافظه دارد؛ لباس‌ها چه چیزهایی را به‌جای ما به یاد می‌آورند؟

کمدی که حافظه دارد؛ لباس‌ها چه چیزهایی را به‌جای ما به یاد می‌آورند؟

پیراهن گل‌دار آبی سال‌هاست اندازهٔ صاحبش نمی‌شود. پارچه زیر بغل پوسیده و از عمرِ پوشیده‌شدنش مدت‌ها گذشته است، اما مامان ۶۸ساله هنوز آن را در کمد نگه می‌دارد. مادرش پیراهن را برای نخستین عید پس از ازدواج او دوخته بود. آنچه امروز با بازکردن درِ کمد برمی‌گردد فقط طرح گل‌ها نیست؛ بوی صندوق چوبی خانهٔ مادر و خاطره اولین روزهای ماه عسل است. هر بار که خواسته پیراهن را دور بیندازد، احساس کرده چیزی بزرگ‌تر از یک تکه پارچه را از خانه بیرون می‌برد انگار لباس طنابی است که او را به حجمی از خاطرات متصل می‌کند.

یک عکس از همان عید ممکن است چهره‌ها، چیدمان اتاق و مدل لباس را دقیق‌تر ثبت کرده باشد. بااین‌حال، عکس پشت شیشه یا روی صفحهٔ تلفن می‌ماند؛ پیراهن وزن دارد، تا می‌شود، بوی محیط را می‌گیرد و شکل بدنی را که زمانی درونش بوده حفظ می‌کند. عکس به گذشته اشاره می‌کند. لباس گاهی گذشته را دوباره به فاصلهٔ یک تماس برمی‌گرداند.

این تجربه برای همه یکسان نیست و هر لباس قدیمی هم حامل خاطره‌ای مهم نمی‌شود. رابطهٔ لباس و حافظه زمانی شکل می‌گیرد که ماده با رویداد گره بخورد: آستینی که در روز مصاحبه بارها پایین کشیده شده، جیبی که نامه‌های عاشقانه دختر یا پسر همسایه در آن پنهان بوده، لکه‌ای که از زندگی مشترک دو دوست باقی مانده یا برچسبی که نشان می‌دهد لباس هرگز فرصت پوشیده‌شدن پیدا نکرده. حافظه به خودِ پارچه تعلق ندارد؛ میان پارچه، بدن و اتفاق ساخته می‌شود.

لباس نوستالژیک دهه 60 شمسی
بعضی لباس‌ها زمانی از چرخهٔ پوشیدن خارج می‌شوند، اما از زندگی صاحبشان نه.

بدن می‌رود، اندازه می‌ماند

لباس از معدود اشیای روزمره‌ای است که برای احاطه‌کردن بدن ساخته می‌شود. سرشانه، حلقهٔ آستین، زانو و یقه با حرکت‌های تکراری تغییر می‌کنند. حتی وقتی لباس خالی روی چوب‌لباسی است، اندازهٔ غایبِ کسی را نگه می‌دارد. به همین دلیل پوشیدن لباس به‌جامانده از یک عزیز می‌تواند هم تسلی‌بخش باشد و هم تحمل‌ناپذیر: بدن حاضر با قالب بدن غایب روبه‌رو می‌شود.

مرد ۳۴ساله‌ای تی‌شرت سفیدی را نگه داشته که دیگر سفید نیست و یقه‌اش وا رفته. آن را در آخرین سفر با پدرش پوشیده؛ چند ماه پیش از آنکه بیماری پدر آشکار شود. تی‌شرت در بیشتر عکس‌های سفر دیده می‌شود، اما ارزشش از حضور در عکس‌ها نمی‌آید. لباس سند لحظه‌ای است که هنوز «آخرین سفر» نام نداشت. دانستنِ بعدی روی پارچه افتاده و معنای قبلی آن را عوض کرده.

پیراهن قرمز زن ۲۹ساله مسیر معکوس را طی کرده: هرگز پوشیده نشده است. برای جشن فارغ‌التحصیلی خریده شد، اما درست پیش از مراسم خبر جنگ آمد و مراسم به هم خورد و بعد با یک برنامه آبکی آنلاین سر و ته‌اش هم آمد. برچسب هنوز روی لباس مانده. این پیراهن خاطرهٔ تماس با بدن نیست؛ یادگار آینده‌ای است که متوقف شد. لباس‌ها فقط آنچه اتفاق افتاده به یاد نمی‌آورند. گاهی شکل دقیقِ اتفاقی را نگه می‌دارند که قرار بود بیفتد و نیفتاد و یا فکر نمی کردیم بی‌افتد اما رخ داد.

کمد، محل ملاقات نسخه‌های قبلی ماست

در رمان «اورلاندو»، ویرجینیا وولف لباس را همراه زمان حرکت می‌دهد. اورلاندو قرن‌ها زندگی می‌کند و با هر دوره لباس تازه‌ای می‌پوشد؛ از جامه‌های دربار الیزابت اول تا دامن‌های حجیم ویکتوریایی و شلوار سواری. لباس در این رمان فقط تاریخ مُد را نشان نمی‌دهد. هر بار که پوشش عوض می‌شود، نسبت شخصیت با بدن خود، آزادی حرکت و نگاه جامعه نیز تغییر می‌کند. مقالهٔ موزهٔ ویکتوریا و آلبرت این رابطه را با تعبیر «آگاهیِ پیراهن» در آثار وولف توضیح می‌دهد: احساس ما بر لباسی که انتخاب می‌کنیم اثر می‌گذارد و لباس نیز احساس و ادراک ما را تغییر می‌دهد.

کمد شخصی نسخه‌ای کوچک‌تر و بی‌نظم‌تر از همین سفر زمانی است. مانتوی مشکی زنی ۴۳ساله او را به نخستین مصاحبهٔ کاری برمی‌گرداند. آن زمان حتی پول خرید لباس مناسب نداشت؛ مانتو را از خواهرش قرض گرفت و بعدتر صاحبش شد. سرآستین‌های ساییده شده برای او نشانهٔ کهنگی نیستند؛ دختر ۲۳ساله‌ای را نگه داشته‌اند که صدایش از ترس می‌لرزید و با وجود آن وارد اتاق شد. ما همیشه لباس را به خاطر کسی که در آن بودیم نگه نمی‌داریم؛ گاهی آن را برای کسی حفظ می‌کنیم که توانستیم در آن لباس بشویم.

مانتو اپل دار دهه 60
لباس ها حامل خاطرات هستند

کارول هانت، پژوهشگر منسوجات، لباس‌های پوشیده‌شده را نوعی آرشیو حافظه می‌داند: ماده‌ای که می‌تواند اطلاعات شخصی، تاریخی و فرهنگی را در برخوردهای برنامه‌ریزی‌نشده بازگرداند. تفاوت این آرشیو با آلبوم مرتب خانوادگی در همین بی‌برنامگی است. ممکن است سال‌ها دنبال خاطره‌ای نرویم و بعد با لمس یک سرآستین، گذشته بی‌دعوت وارد اتاق شود.

جلد نخست رمان اورلاندو نوشته ویرجینیا وولف، چاپ ۱۹۲۸

منبع/دسترسی: V&A: https://www.vam.ac.uk/articles/fashion-in-virginia-woolfs-orlando
در «اورلاندو»، تغییر لباس راهی برای عبور از زمان و تجربه‌کردن نسبت‌های متفاوت میان بدن، جنسیت و جامعه است.

حافظه همیشه خاطرهٔ خوب نیست

نگه‌داشتن لباس لزوماً نشانهٔ میل به بازگشت نیست. مرد ۵۷ساله‌ای کاپشن سبز سربازی‌اش را حفظ کرده، با اینکه نه لباس را خوش‌دوخت می‌داند و نه دوران سربازی را شیرین. دلیل در جیب داخلی است؛ جایی که نامه‌های همسرش را می‌گذاشت. او کاپشن را نمی‌پوشد، اما گاهی دستش را در همان جیب می‌برد و روزشماری برای پایان دو سال را به یاد می‌آورد. شیء، رنج را پاک نکرده؛ نقطه‌ای را نگه داشته که تحمل‌کردن از آن ممکن شده است.

اورکت سربازی کمدی که حافظه دارد؛ لباس‌ها چه چیزهایی را به‌جای ما به یاد می‌آورند؟
لباس ها خاطرات و بخشی از هویت ما را در خود حمل می کنند

این تفاوت مهم است، چون زبان رایج درباره لباس‌های خاطره‌انگیز اغلب آن‌ها را به اشیای گرم و نوستالژیک تقلیل می‌دهد. بعضی لباس‌ها شاهد اضطراب، سوگ، اجبار یا شرم‌اند. ارزش عاطفی الزاماً به معنای احساس خوشایند نیست. گاهی نمی‌توانیم لباسی را دور بیندازیم چون هنوز نمی‌دانیم با دوره‌ای که نمایندگی می‌کند چه کنیم.

هودی طوسی مرد ۲۱ساله نیز مهاجرت را نه در فرودگاه، بلکه در تفاوت ساعت دو کشور ثبت کرده است. دوستش پیش از رفتن آن را به او داده؛ لباس کمی گشاد است و لکهٔ روی آستین پاک نمی‌شود. گاهی هنگام تماس تصویری هودی را می‌پوشد تا چیزی از زمانی باقی بماند که دیدن دوستش به هماهنگ‌کردن ساعت‌ها نیاز نداشت. اینجا لباس فاصله را کم نمی‌کند، اما به فاصله شکل می‌دهد.

خطاهایی که نباید تعمیر شوند

موزه‌ها معمولاً برای حفظ شیء می‌کوشند روند فرسایش را کند کنند. در آرشیو شخصی، گاهی درست همان نقصی که محافظ حرفه‌ای ممکن است ثبت و تثبیت کند، مرکز خاطره است. دختر ۱۵ساله ژاکت بافتنی زردی دارد که مادربزرگش برای او بافته. آستین‌ها کوتاه شده و رنگ زرد دیگر انتخاب امروز او نیست. چند دانهٔ اشتباه در پشت ژاکت مانده؛ مادربزرگ آن روز حال خوبی نداشته و می‌خواسته بافت را باز کند، اما نوه مانع شده است. خطا اکنون امضای یک روز مشخص است. اصلاحِ کامل ژاکت، بخشی از سند را پاک می‌کرد.

ژاکت بافت دهه 60
یک ژاکت بافتنی ساده با همه ایراداتش می تواند یاد عزیز یا حادثه ای را حفظ کند

لباس صنعتی تلاش می‌کند رد دست را نامرئی کند؛ دوخت‌های مساوی و تکرارپذیر، شیء را از زمان ساخت جدا می‌کنند. لباس دست‌بافت یا تعمیرشده برعکس، ساعت‌های کار را روی سطح نگه می‌دارد. یک دانهٔ جاافتاده می‌تواند بیش از یک بافت بی‌نقص درباره رابطهٔ دو نفر اطلاعات بدهد.

وقتی لباس شخصی وارد موزه می‌شود

ورود لباس به موزه نوعی نجات است و هم‌زمان نوعی توقف. مؤسسهٔ لباس متروپولیتن در معرفی نمایشگاه «زیبایان خفته: بیدارکردن دوبارهٔ مُد» این تغییر را صریح شرح می‌دهد: لباسی که بخشی از تجربهٔ زیسته بوده، در مجموعه به اثری تبدیل می‌شود که دیگر نمی‌توان آن را پوشید، لمس کرد، شنید یا بویید. برای دوام بیشتر باید «بخوابد»؛ اما همین خواب، حواس را که بخش بزرگی از تاریخ لباس‌اند معلق می‌کند.

نمایشگاه مت در سال ۲۰۲۴ کوشید این تاریخ حسی را بدون آسیب‌زدن به لباس‌ها بازسازی کند: بوی باقی‌مانده در لباس‌ها به رنگ‌های معطر ترجمه شد، صدای حرکت پارچه با فناوری بازآفرینی شد و نسخه‌های سه‌بعدی امکان لمس فرم‌هایی را دادند که اصلشان بیش از حد شکننده بود. مسئله صرفاً جذاب‌ترکردن نمایش نبود. موزه پذیرفته بود که نگاه‌کردن به لباس، تمام دانشی را که لباس حمل می‌کند در اختیار ما نمی‌گذارد.

در خانه، وضعیت برعکس است. ما اجازه داریم لباس را لمس کنیم، اما اغلب داستانش را ثبت نمی‌کنیم. اگر صاحب پیراهن گل‌دار آبی نباشد، نفر بعد شاید بداند لباس قدیمی و دست‌دوز است، اما نداند چرا پوسیدگی زیر بغل مهم بوده یا صندوق چوبی در کدام خانه قرار داشته است. نگهداری ماده بدون روایت، حافظه را کامل حفظ نمی‌کند.

لباس تاریخی شکننده در نمایشگاه Sleeping Beauties موزه متروپولیتن
موزه برای حفظ لباس، پوشیدن و لمس‌کردن آن را متوقف می‌کند؛ نمایشگاه «زیبایان خفته» کوشید تاریخ بو، صدا و حرکت لباس را با روش‌های جایگزین بیدار کند.

آرشیوی که سوخت، کفشی که شکل دیگری گرفت

آرشیو همیشه با حفظ‌کردن تعریف نمی‌شود. در فوریهٔ ۲۰۱۰، آتش‌سوزی به آرشیو هلموت لنگ آسیب زد. بخشی از آثار پیش‌تر به موزه‌هایی چون مت، مؤسسهٔ لباس کیوتو، MoMu و LACMA اهدا شده بود، اما هزاران قطعه در محل باقی مانده بود. لنگ به‌جای بازسازیِ خیالِ یک گذشتهٔ دست‌نخورده، بعضی بقایا را مادهٔ کار تازه دید. از کفشی گفت که کاملاً سوخته و در اثر آتش به فرم دیگری تبدیل شده بود.

این واکنش انکار فقدان نبود. نشان می‌داد آرشیو می‌تواند زنده بماند بی‌آنکه وانمود کند هیچ اتفاقی نیفتاده است. اثر سوختگی، مثل سرآستین ساییده یا لکهٔ روی هودی، بخشی از زندگی بعدی شیء شد. حفظ‌کردن همیشه بازگرداندن به وضعیت اول نیست؛ گاهی یعنی اجازه دهیم تغییر نیز در روایت بماند.

این نگاه برای کمدهای شخصی هم راهی باز می‌کند. لازم نیست میان دو تصمیمِ «تا ابد دست‌نخورده نگه‌دار» و «دور بینداز» گرفتار شویم. بعضی لباس‌ها را می‌توان پوشید، بعضی را بخشید، بعضی را به شیء دیگری تبدیل کرد و از بعضی فقط یک تکه، عکس یا روایت نگه داشت. شکل آرشیو باید با نوع خاطره سازگار باشد.

تصویر آرشیوی آثار هلموت لنگ برای AnOther Magazine، پاییز و زمستان ۲۰۱۰
هلموت لنگ پس از آتش‌سوزی آرشیوش، بقایای آسیب‌دیده را پایان تاریخ آن‌ها ندید؛ بعضی قطعات به مادهٔ کار تازه تبدیل شدند.

حق انتشار: بازنشر عکس‌های AnOther نیازمند اجازه است. لینک‌دادن به مقاله جایگزین مجوز تصویر نیست.

اگر قرار است لباس بماند، داستانش هم بماند

آرشیو شخصی لازم نیست به انباری از اشیایی تبدیل شود که جرئت تصمیم‌گرفتن درباره‌شان را نداریم. می‌توان کنار لباس یادداشتی کوتاه گذاشت: چه کسی آن را ساخته یا خریده، آخرین‌بار کجا پوشیده شده، لکه یا تعمیرش از کجا آمده و چرا هنوز مانده است. یک عکس از جزئیات، فایل صوتیِ صاحب لباس یا ثبت اندازه‌ها گاهی برای نسل بعد به‌اندازه خود پارچه اهمیت دارد.

اگر هدف نگهداری طولانی است، توصیهٔ موزهٔ اسمیتسونین ساده و عملی است: محیط تمیز، خنک، خشک و تاریک باشد و تغییر شدید دما و رطوبت نداشته باشد. لباس‌های ظریف را نباید بی‌محافظ روی چوب‌لباسی رها کرد؛ کاغذ بدون اسید و جعبهٔ مناسب فشار بر بافت و تماس با مواد اسیدی را کاهش می‌دهد. بااین‌حال، لباس خاطره‌انگیز فقط مسئلهٔ حفاظت فیزیکی نیست. گاهی صاحبش می‌خواهد آن را بپوشد، بو کند یا دست در جیبش ببرد. حفظ ماده و حفظ رابطه همیشه یک تصمیم نیستند.

مانتوی قرضی، کاپشن سربازی، تی‌شرت سفر، پیراهن نپوشیده، هودی مهاجرت و ژاکتِ پُر از خطا، هیچ‌کدام به‌خاطر کیفیت طراحی یا ارزش بازار باقی نمانده‌اند. آن‌ها مختصات لحظه‌هایی را نگه داشته‌اند که صاحبانشان هنوز نمی‌خواهند به حافظهٔ انتزاعی واگذار کنند. کمد در این معنا جای ذخیره لباس نیست؛ جایی است که زمان، موقتاً شکل پارچه به خود می‌گیرد.

روزی ممکن است بوی صندوق از پیراهن آبی برود، برچسب پیراهن قرمز جدا شود و الیاف ژاکت زرد از هم باز شوند. هیچ روش نگهداری نمی‌تواند لباس را بیرون از زمان قرار دهد. آنچه می‌توان حفظ کرد، فقط شیء نیست: نسبت ما با آن است؛ دانستن اینکه چرا این یکی، از میان تمام لباس‌هایی که پوشیده‌ایم، هنوز حق دارد جایی در کمد اشغال کند.

یادداشت دربارهٔ روایت‌های شخصی

روایت های منتشر شده بر اساس گفتگوی نگارنده با افراد واقعی و با اجازه ایشان تهیه و منتشر شده است

منابع

Carole Hunt, “Worn clothes and textiles as archives of memory,” Critical Studies in Fashion & Beauty, 2014 — https://doi.org/10.1386/csfb.5.2.207_1

The Metropolitan Museum of Art, “Sleeping Beauties: Reawakening Fashion,” visiting guide — https://www.metmuseum.org/exhibitions/sleeping-beauties-reawakening-fashion/visiting-guide

Susannah Frankel, “From the Archive: A Rare Interview With Helmut Lang,” AnOther, ۲۰۲۰؛ بازنشر مصاحبهٔ ۲۰۱۰ — https://www.anothermag.com/fashion-beauty/12852/from-the-archive-a-rare-interview-with-helmut-lang-susannah-frankel

Rosalind McKever, “Fashion in Virginia Woolf’s Orlando,” Victoria and Albert Museum — https://www.vam.ac.uk/articles/fashion-in-virginia-woolfs-orlando

Smithsonian Institution, “How do I store antique textiles at home?” — https://www.si.edu/faqs/antique-textile-storage

Smithsonian Museum Conservation Institute, “Climate and Textiles Storage” — https://mci.si.edu/climate-and-textiles-storage

منبع ادبی: Virginia Woolf, Orlando: A Biography, Hogarth Press, ۱۹۲۸.

نویسنده

  • مجله مُدِج

    مُدِج یک مجله آنلاین مستقل در حوزه فرهنگ، هنر، مُد و سبک زندگی است؛ رسانه‌ای که از مُد آغاز می‌کند، اما در لباس متوقف نمی‌ماند.
    ما به آنچه مردم می‌پوشند، شیوه‌ و سبکی که زندگی می‌کنند نگاه می‌کنیم تا درباره آنچه تجربه کرده، آرزو دارند، پنهان می‌کنند یا می‌خواهند تغییر دهند، بیشتر بفهمیم. برای مُدِج، لباس تنها یک شیء زیبا یا کالایی برای مصرف نیست؛ بخشی از زبان زندگی معاصر است. زبانی که از بدن، هویت، شهر، طبقه، حافظه، میل، اضطراب و آینده سخن می‌گوید.
    مُدِج در مرز مُد، فرهنگ و ایده‌ها حرکت می‌کند؛ جایی میان دیدن و فهمیدن.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالبمرتبط